در روایتـى که نویسنده کتـاب (نورالثقلین) نقل کرده راوى از امام صادق علیه السلام مى پـرسد:

چرا دعاى ما بـه استـجـابـت نمى رسـد؟

حـضرت مى فرماید: بـاید روش دعا کردن را بـیاموزید. سوال مى کند: روش چیست؟ مى فرماید:(دانلود متن در انتهای صفحه)


پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: خدا را با یقین به اجابت دعا، بخوانید

 

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: اگر معرفت شما به خداوند کامل باشد، با دعای شما کوه ها از بین می روند.

به امام صادق علیه السلام گفته شد: چرا دعا می کنیم ولی دعای ما مستجاب نمی شود؟ آن حضرت فرمودند: چون کسی را می خوانید که او را نمی شناسید.

امام صادق علیه السلام فرمودند: هر کس می خواهد دعایش مستجاب شود، باید (حق الناس) را از سرمایه اش جدا کند. بدرستی که کسی که حق الناس به عهده اش باشد دعایش به سوی خدا بالا نمی رود.

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: دعائی که اولش (بسم الله الرحمن الرحیم) گفته شود، رد نمی شود.

امام صادق علیه السلام فرمود: بپرهیزید از اینکه یکی از شما بدون مدح و ثنای پروردگارش از او چیزی از حاجت های دنیا و آخرت بخواهد، مگر اینکه با ستایش خداوند شروع کند. از آن حضرت سؤال شد: چگونه خداوند را مدح کنیم؟ فرمود بگو: ای کسی که از رگ گردن به من نزدیک تری، ای کسی که بین انسان و قلب او حائل می شوی، ای کسی که در جایگاه بلندی، ای کسی که چیزی مانند او وجود ندارد.

امام صادق علیه السلام فرمود: بین خدا و بندگانش حلقاتی از مودت و محبت وجود دارد که مهم ترین این حلقات مودت و محبت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و آل طاهرین حضرتش هستند. خداوند درود و صلوات بر پیامبر اکرم و اهل بیت او را اجابت می کند و اگر حاجت دیگری در کنار این صلوات مطرح شود نیز به اجابت می رساند.

امام علی علیه السلام می فرماید: هرگاه از خداوند چیزی خواستی با صلوات بر پیامبر شروع کن و سپس حاجت خود را بخواه، به درستی که خداوند شانش بالاتر از این است که از دو چیزی که از او خواسته می شود یکی را اجابت کند و دیگری را اجابت نکند.

امام صادق علیه السلام فرمود: دعا پیوسته در پرده است تا بر محمد و آل محمد درود فرستاده شود.

امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند تبارک و تعالی خواسته بنده را  آنگاه که او را می خواند می داند، اما دوست دارد خواسته ها به درگاهش شرح داده شود، پس هرگاه دعا کردی حاجت خود را ذکر کن.

امام صادق علیه السلام فرمود: هیچکس دعایش را به قول (ماشاء الله لا قوة الا بالله) ختم نمی کند مگر اینکه حاجتش برآورده می شود.

امام‌ صادق‌(ع) فرمود: بنده‌ چون‌ دعا کند، خدا در رسیدن‌ به‌ حاجتش‌ توجه‌ خواهد کرد. به‌ شرطی‌ که‌ بنده‌ شتاب‌ نکند.

اسحاق‌ بن‌ عمار می‌گوید: به‌ حضرت‌ صادق‌ سلام‌ اللّه‌ علیه‌ عرض‌ کردم‌: ممکن‌ است‌ دعای‌ مردی‌ مستجاب‌ شده‌ باشد و لی‌ به‌ تأخیر افتد و اثر استجابت‌ آن‌، همان‌ زمان‌ ظاهر نشود؟ فرمود: آری‌ تا بیست‌ سال‌ ممکن‌ است‌ به‌ تأخیر افت دو نیز حضرت‌ فرمود: میان‌ گفتة‌ خداوند‌ متعال‌ که‌ به‌ موسی‌ و هارون‌، در مقابل‌ تقاضای‌ نابودی‌ فرعون‌ و پیروانش‌ فرمود هر آینه‌ دعای شما به‌ اجابت‌ رسید و نابودی‌ فرعون‌ چهل‌ سال‌ طول‌ کشید. ‌

امام‌ باقر (ع‌) فرمود: مؤمن‌ حاجتی‌ از خدا بخواهد و اجابت‌ آن‌ به‌ تأخیر افتد، که‌ به‌ خاطر (محبوبیتش‌ و شنیدن‌ صدای‌ گریه و ناله‌) او نزد خداوند است. ‌

راوی از امام صادق علیه السلام پرسید چرا دعای ما به اجابت نمیرسد؟ امام فرمود باید روش دعا کردن را بیاموزید. سوال کردم روش چیست؟ فرمودند: در آغاز دعا خدا را ستایش میکنی و نعمت هایش را به یادمی آوری سپس شکر میکنی و بر پیامبر و اهل بیتش درود میفرستی سپس گناهانت را یاد آور میشوی و به آنان اعتراف میکنی و به خدا پناه میبری سپس حاجتت را میطلبی این روش دعا کردن است.

 

(گرد آوری دعاهای منتخب صحیفه سجادیه، بر طبق دستور العمل امام صادق علیه السلام در روش دعا) 

 

(ستایش خدای عزّوجل(دعای اول

ستایش برای خداست؛ آن نخستینِ بی ‌آغاز و آن واپسینِ بی‌ انجام. او که دیده‌ی بینندگان از دیدنش فرو مانَد، و اندیشه‌ی وصف کنندگان ستودنش نتواند. آفریدگان را به قدرت خود آفرید، و به خواستِ خویش بر آنان جامه‌ی هستی پوشید. آن‌ گاه ایشان را به راهی که می‌خواست رهسپار کرد، و به جاده‌ی محبّت خود روان گردانید. آفریدگان نتواند از حدّی که خدا برایشان مقرّر ساخته است، قدمی پیش و پس بگذارند. برای هر یک از آنان روزی ‌ام معلوم و به اندازه قرار داده است؛ آن گونه که هیچ کس نتواند از آن کس که خدا فراوان به او داده، چیزی بکاهد، و به آن کس که اندک به او بخشیده، چیزی بیفزاید. سپس برای زندگی‌اش پایانی مشخص و زمانی معیّن قرار داد که با روزهای عمرش به سوی آن گام بر می‌دارد، و با سال‌های روزگار خویش بدان نزدیک می‌شود؛ تا چون واپسین گام‌ها را بردارد و عمرش به سرآید، جان او را بستاند و به سوی پاداش بسیار یا عذاب وحشت ‌بار خود روان سازد، «تا آنان را که بد کرده‌اند، به سبب کردارشان، سزا دهد، و آنان را که نیکی کرده‌اند، جزا بخشد»؛و این، نشانِ دادگری اوست. نام‌های او پاک و بی‌نقص است، و نعمت‌هایش بر همه آشکار. «از آنچه می‌کند، باز خواست نشود، در حالی که آنان بازخواست شوند.» ستایش برای خداست که اگر در برابر آن همه نعمتِ پیاپی که بر بندگانش فرستاد، ستایش خود را به ایشان نمی‌آموخت، از نعمت‌هایش بهره می‌جستند و او را سپاس نمی‌گفتند، و از روزی‌اش گشایش می‌یافتند و شکرانه‌ی آن را به جا نمی‌آوردند. در این صورت، از مرزهای انسانی برون می‌افتادند و در وادی حیوانی پای می‌نهادند، و آن گونه می‌شدند که خدا در کتاب استوار خود فرمود: «آنان مثل چارپایانند، نه بیش‌تر، بلکه از چارپایان نیز گمراه‌تر.» ستایش برای خداست که خود را به ما شناسانید، و شیوه‌ی سپاسگزاریِ از خود را به ما آموخت، و درهای علم به پروردگاری‌اش را به روی ما گشود، و ما را به اخلاص ورزیدن در توحیدِ‌ خود رهنمون ساخت، و از شک و ناباوری نگاه داشت. ستایش که با آن در حلقه‌ی ستایشگرانش درآییم، و به یاری آن پیشی گیریم از همه‌ی آنان که در طلب خشنودی و بخشایش او پیش افتاده‌اند. ستایشی که به سبب آن، تیرگی‌های برزخ بر ما آشکار، و راه رستاخیز هموار شود، و در روزی که «هر کس به سزای خود برسد و بر کسی ستم نرود»، و در «روزی که هیچ دوستی به کار دوستِ خود نیاید و هیچ کس به یاری دیگری نشتابد»، ما در پیشگاه گواهان (فرشتگان و پیامبران و امامان علیهم السّلام) بلند مرتبه شویم. ستایشی نوشته شده در کارنامه‌ی ما که تا «اعلی علّیّین» بالا رود و فرشتگان مقرّب خدا بر آن گواهی دهند. ستایشی که در روز خیره شدن چشم‌ها از ترس قیامت، دیدگان ما بدان روشنی گیرد، و آن گاه که عدهّ‌ای سیه‌روی گردند، ما بدان رو سپید شویم. ستایشی که ما را از آتش دردناک خدا برهاند و در کنار بخششِ همواره‌اش بنشاند. ستایشی که ما را با فرشتگانِ مقرّب او همنشین سازد، و در سرای جاویدی که پیوسته باقی است، و در جایگاه پُر نعمتی که هرگز دگرگون نشود، ما را با پیامبرانی که فرستاده همدوش و همنفس گرداند. ستایش برای خداست؛ او که زیبایی‌های آفرینش را برای ما برگزید، و روزی‌های پاک و نیکو را به سوی ما روان گردانید، و ما را بر همه‌ی آفریدگان برتری بخشید و بر آنان چیرگی داد. پس اینک هر آفریده‌ای به توانایی او فرمانبردار ماست. و به یاری او در اطاعت ما ناچار. ستایش برای خداست که دَرِ نیاز را، جز به درگاه خویش، از همه سو بر ما بست؛ حالا چگونه سپاس او را گزاریم؟ کی توانیم از عهده‌ی شکرش به درآییم؟ نه، کی توانیم؟ ستایش برای خداست؛ او که در پیکر ما ابزارهایی برای گشودن و بستنِ اندام‌ها نهاد، و ما را از نیروی زندگی بهره‌مندی داد، و اندام‌هایی برای کار و تلاش در ما پدید آورد، و از خوردنی‌های پاک و گوارا روزی‌مان کرد، و با فضل و بخشش خود ما را توانگر ساخت. و با نعمت خویش سرمایه‌مان بخشید. آنگاه ما را به کارهای فرمان داد تا فرمانبرداری‌مان را بسنجد، و از کارهایی نهی فرمود تا سپاسگزاری‌مان را بیازماید. پس از آن، چون از فرمانش سرپیچیدیم و بر مرکب نافرمانی‌اش نشستیم، در کیفر دادنِ ما عجله نکرد و در انتقام گرفتن از ما شتاب نورزید، بلکه از سَرِ بزرگواری، با رحمت خود با ما مدارا کرد، و از روی بردباری، با مهربانی مهلتمان داد و بازگشتِ ما را به انتظار نشست. ستایش برای خداست که ما را به راه توبه رهنمون گردید، و از احسانِ او بود که ما بدان راه افتادیم. و اگر از نعمت‌های او به همین یک نعمت بسنده کنیم، باز هم نعمت دادنش نیکو، احسانش در حقّ ما بس بزرگ، و بخشش او از شمار بیرون است. آیین خداوندی‌اش در پذیرش توبه‌ی پیشینیان این گونه نبود. هر چه را تاب آن نداشتیم، از عهده‌ی ما برداشت، و جز به اندازه‌ی توانمان تکلیف نفرمود، و ما را جز به کارهای آسان وا نداشت، و برای هیچ یک از ما بهانه‌ای باقی نگذاشت. اینک، از ما نگون‌بخت آن کس است که نافرمانیِ خدا کند، و نیک‌بخت آن کس که به او روی آورَد. ستایش برای خداست به هر زبانی که نزدیک‌ترین فرشتگانش و گرامی‌ترین آفریدگانش و پسندیده‌ترین ستایشگرانش او را بدان می‌ستایند. ستایشی برتر از هر ستایش دیگر؛ به همان اندازه که پروردگار ما، خود، از همه‌ی آفریدگانش برتر است. پس به جای هر نعمتی که بر ما و همه‌ی بندگان درگذشته و زنده‌ی خود ارزانی داشته است، و به شمار تمام آنچه در علم بی‌پایان او گنجد، و به جای هر یک از نعمت‌هایش، او را سپاس می‌گوییم؛ شکر و سپاسِ چندین برابر و بی‌آغاز و انجام، تا هنگامه‌ی رستاخیز؛ ستایشی که بی‌اندازه است، و به شمار درنیاید، و پایان نپذیرد، و در آن هیچ گسستی نباشد. ستایشی که وسیله‌ای برای رسیدن به فرمانبرداری و بخشایش او، و راهی به بهشت، و پناهگاهی در برابر انتقام، و آسایشی از خشم، و پشتیبانی برای فرمانبرداری، و بازدارنده‌ای از نافرمانی، و مددکاری بر انجام دادن فرموده‌های او باشد. ستایشی که با آن در جرگه‌ی دوستدارانِ نیک‌بختِ او درآییم، و در صفِ کسانی باشیم که با شمشیرهای دشمنانش به شهادت رسیده‌اند. بی‌شک، او سرپرست مؤمنان و نیکو خصال است.

 

نیایش آن حضرت در مقام شکر پروردگار(دعای سی و هفتم)

خدایا، هر گاه کسی در طریق شکر تو به سر منزلی رسد، احسان دیگری از سوی تو برای او فراهم آید و سپاس دیگری را بر وی لازم گردانَد، و هر چه در فرمانبرداری از تو کوشش نماید، به سرانجامی نرسد، و به آن مرتبه از طاعت که تو به خاطر فضل و احسان خود سزاوار آنی، دست نیابد. پس شاکرترینِ بندگانت از سپاس تو ناتوان باشد، و عابدترینِ ایشان از فرمانبرداری‌ات فرو مانَد. هیچ کس را بر تو آن حق نیست که او را به شایستگی‌اش بیامرزی و به سزاواری‌اش از وی خشنود شوی. پس هر که را آمرزیده‌ای، از احسان تو بوده است، و از هر که خشنود گشته‌ای، از فضل و رحمت تو. کارِ اندکِ پذیرفته را جزای فراوان می‌بخشی، و در برابرِ طاعتِ ناچیز پاداش می‌دهی؛ چنان که گوی شکر گزاریِ بندگانت  که در برابر آن پاداشی بر ایشان لازم کرده‌ای و مزدی بزرگ به آنان داده‌ای  چیزی است که می‌توانند از آن خودداری کنند. از این رو، به آنان پاداش می‌دهی، یا چون سبب آن به دستِ‌تو نیست، جزایشان می‌بخشی. ای معبود من، چنین نیست، بلکه اختیار آنان به دست تو بوده است، پیش از آن که بر عبادت توانا باشند، و پاداش آنان را فراهم ساخته‌ای، پیش از آن که تو را اطاعت کنند؛ زیرا شیوه‌ی تو بخشیدن است، و خوی تو احسان کردن، و آیین تو آمرزیدن. همه‌ی آفریدگان معترف‌اند که تو بر آن کس که عقوبتش کرده‌ای، ستم ننموده‌ای، و گواه‌اند که تو با آن کس که در امانش داشته‌ای، به احسان عمل کرده‌ای، و همه خود را در انجام دادنِ آنچه تو سزاوار آن هستی، مقصّر می‌دانند. اما اگر نبود این که شیطان فریب‌شان می‌دهد و از اطاعت تو دورشان می‌دارد، هیچ نافرمانی، معصیت تو نمی‌کرد، و اگر باطل را به چهره‌ی حق در نمی‌آورد، هیچ کس از راه تو بیراه نمی‌گشت. منزّهی تو، چه روشن و آشکار است لطف و کرمت در معامله با آن کس که تو را اطاعت کند یا معصیت ورزد؛ بنده‌ی نافرمان را مهلت می‌دهی، با آن که می‌توانی در بازخواست وی شتاب کنی، و هر یک از آن دو را چیزی می‌بخشی که سزاوار آن نیستند، و به هر کدام چیزی را تفضّل می‌کنی که ارزش کارشان بدان پایه نرسد. اگر تو آن بنده‌ی فرمانبر را به اندازه‌ی عملش ـ که تو خود او را بر آن واداشته‌ای ـ جزا می‌دادی، بعید نبود که ثواب تو را در نیابد و نعمت تو نیز از کَفَش برود؛ ولی چنین نکرده‌ای، بلکه به لطف خود، او را در برابر عبادت کوتاه مدت و فنا پذیر، پاداشی بلند مدت و جاودان بخشیده‌ای، و در برابر کارهای زود گذر، ثوابی پیوسته و ماندگار داده‌ای. عجیب‌تر این که از بنده‌ی خود ـ که روزی‌ات را خورده و با آن بر طاعت تو توانا گردیده است ـ بهایی طلب نکرده‌ای، و بر سَرِ ابزارهایی که به مدد آنها به آمرزش تو راه یافته، بر او سخت نگرفته‌ای، و اگر چنین کرده بودی، همه‌ی دسترنج و نتیجه‌ی کوشش وی، در برابر کوچک‌ترین نعمت و احسان تو، از میان می‌رفت، و او در گروِ دیگر نعمت‌هایت پیش تو می‌ماند. پس در این صورت، کی مستحقِ چیزی از ثواب تو بود؟ نه، کی مستحق بود؟ ای معبود من، این حال کسی است که تو را فرمان برده است، و شیوه‌ی کسی است که در عبادتت بسی کوشیده است. اما آن کس که فرمان تو را پشت گوش انداخته و نهی تو را مرتکب شده است، در انتقام گرفتن از او شتاب نورزیده‌ای، تا مگر از معصیت تو دست بردارد و به طاعت تو باز گردد، حال آن که در نخستین لحظه‌ی گنهکاری، سزاوار همه‌ی عقوبت‌هایی گردیده بود که برای تمام آفریدگانت مهیّا کرده‌ای. پس هر عذابی که از او به تأخیر افکنده‌ای، و هر انتقام و عقابِ شدید که از او باز پس داشته‌ای، چشم پوشی توست از حقِ خود، و خشنودی توست به کم‌تر از آنچه سزاوار آنی. پس ای معبود من، کیست بزرگوار تر از تو، و کیست بدبخت‌تر از آن کس که در راه مخالفت تو هلاک گردیده است؟ نه، هیچ کس نسیت. تو والاتر از آنی که درباره‌ات جز به احسان و نیکی سخن گویند، و کریم‌تر از آن که جز به سبب دادگری از تو بیمناک شوند. هرگز ترس آن نیست که بر گنهکار ستم ورزی و از پاداش کسی که تو را خرسند کرده است، غافل شوی. پس بر محمد و خاندانش درود فرست و آرزوی مرا برآور، و هدایتت را بیش از پیش نصیب من گردان، تا با آن در کار خود به توفیق رسم. بی‌شک، تو بسیار بخشنده‌ی بزرگواری.

 

صلوات و درود بر محمد و خاندانش(دعای دوم)

ستایش برای خداست که بر ما منّت نهاد و پیامبر خود، محمد صلّی الله علیه و آله و سلّم، را به سوی ما فرستاد، نه به سوی امت‌های پیشین و مردمانِ گذشته؛ با قدرتی که در هیچ کاری، هر چند بزرگ، در نمانَد و هیچ چیز را، در چند کوچک، فرو نگذارد. پس ما را واپسین آفریدگان خود قرار داد و بر خدا ناباوران گواه گردانید، و به احسانِ خویش، بر آنان که اندک شمار بودند، فزونی بخشید. خدایا، اینک بر محمد که امانتدار وحی تو و برگزیده‌ی آفریدگان تو و مخلص در میان بندگان توست، درود فرست؛ او که پیشوای رحمت و قافله ‌سالار نیکی و کلید گنجینه‌های برکت است؛زیرا او در انجام دادنِ فرمان تو خود را به رنج افکند،و جسمش را در راه تو هدف تیرهای بلا گردانید،و در فرا خواندنِ مردمان به دین تو، آشکارا با خویشانش درافتاد،و برای خشنودی تو با خاندان خود به پیکار برخاست،و از بستگانش بُرید تا دینِ تو را زنده بدارد، و نزدیکان را به دلیل انکار کردنشان از خود براند، و دُوران را بر اثر پذیرفتن‌شان، به خود نزدیک ساخت، و در راه تو با بیگانگان دوستی ورزید، و با خویشان دشمنی، و خویشتن را در رساندن پیغام تو خسته کرد، و برای این که مردم را به آیین تو دعوت کند، رنج‌ها برد، و خود را به اندرز دادنِ دعوت شدگان به کار گماشت، و راهیِ دیار غربت شد و زادگاه و خانواده و سرزمینی را که به آن انس گرفته بود، یکجا رها کرد تا دین تو را پیروزی و سربلندی بخشد، و از تو خواست که در برابر کافران او را یاری کنی.  سرانجام، آنچه را در حقّ دشمنانِ تو خواسته بود، یکسر به دست آورد، و تمام آنچه را درباره‌ی دوستانت اندیشیده بود، دریافت نمود. با کافران جنگید، در حالی که با یاری تو خواهان پیروزی بود و با نیروی تو بر ناتوانی خویش چیرگی می‌جست. با آنان در دلِ خانه‌هاشان به جنگ پرداخت، و ناگاه در میانِ منزل‌هاشان بر آنان تاخت، تا این که فرمان تو آشکار گردید و کلمه‌ی تو برتری یافت؛ «گرچه مشرکان را خوش نیامد.» خدایا، او را به پاس رنجی که در راه تو تاب آورده است، تا بالاترین مرتبه‌های بهشت بالا ببر، آن گونه که هیچ کس در هیچ مقامی به پای او نرسد، و در هیچ مرتبه‌ای با او برابر نباشد، و هیچ یک از فرشتگان مقرّب درگاهت و هیچ یک از پیامبرانِ فرستاده‌ات، نزد تو با او برابری نتواند. افزون بر آنچه به او وعده داده‌ای که شفاعتش را در حقّ خاندانِ پاک و امّت با ایمانش بپذیری، به او عطا فرما، ای کسی که وعده‌ی خود را به انجام رسانی و به هر چه گویی وفا کنی؛ ای که بدی‌ها را تا چندین برابر به خوبی‌ها دگرگون سازی؛ همانا تو دارای بخشش بزرگ هستی.

 

نیایش آن حضرت در اعتراف به گناه(دعای دوازدهم)

خدایا، سه چیز مرا باز می‌دارد از این که خواسته‌ی خود را با تو در میان گذارم، و یک چیز مرا بر آن وا می‌دارد. فرمانی که داده‌ای و من در عمل به آن کُندی کرده‌ام، کاری که مرا از آن بازداشته‌ای و من به انجام دادنِ آن شتاب ورزیده‌ام، نعمتی که به من ارزانی داشته‌ای و من در سپاس آن کوتاهی نموده‌ام، سه چیزی هستند که مرا باز می‌دارند. اما بخشش و نیکی بسیار تو به کسی که روی به درگاهت آورد و با خوش‌بینی به سوی تو آید، مرا به گفتنِ خواسته‌ام بر می‌انگیزد؛ چرا که هر احسانِ تو بخشش بسیار است، و هر نعمتِ تو نعمتی بی‌سابقه. اینک ای معبود من، این منم که بر درگاه عزّتِ تو همچون بنده‌ای فرمانبردار و خوار ایستاده‌ام، و همچون بینوایی عیالوار، شرمسارانه دستِ خواهش دراز کرده‌ام. اعتراف می‌کنم که در هنگام احسانِ تو جز خودداری از نافرمانی تو کاری نکرده‌ام، حال آن که هیچ گاه از نعمت‌های تو بی‌بهره نبوده‌ام. ای معبودِ من، آیا اقرارم به کارهای ناپسند در پیشگاه تو، مرا سود می‌دهد؟ و اعترافم به زشتکاری‌ها مرا از عذاب تو نجات می‌بخشد؟ یا در همین حال که هستم خشمِ خود را بر من واجب کرده‌ای، و هم اکنون که تو را می‌خوانم غضب خود را دامنگیرم ساخته‌ای؟ ای خداوند پاک، از تو ناامید نخواهم شد، زیرا دَرِ بازگشت به سوی خود را به رویم گشوده‌ای. پس به درگاهت می‌نالم، چونان بنده‌ای ذلیل که بر خود ستم کرده و حُرمت پروردگارِ خود را شکسته است؛ همان که گناهانش فزونی یافته و روزگار عمرش سپری شده و چندان که می‌نگرد، زمان کار کردنش به سر آمده و زندگی‌اش رو به پایان نهاده است، و به یقین می‌داند که پناهی جز تو ندارد و از عذاب تو گریختن نتواند. پس با توبه روی به درگاهت آورده و آن را برای تو خالص گردانیده و با دلی پاک و پاکیزه در پیشگاهت ایستاده و با صدایی آرام و دگرگون تو را می‌خواند. از فروتنی بسیار و سر به زیر افکندن در پیشگاه تو قامتش خم گردیده و ترس از تو پاهایش را به لرزه درآورده و گونه‌هایش خیسِ‌ اشک است، و در این حال، تو را می‌خواند که: ای مهربان‌ترین مهربانان، و ای مهربان‌ترین کسی که رحمت خواهان سوی تو آیند و جویندگانِ آمرزش پیرامونِ تو گردش کنند. ای آن که بخشش تو از انتقامت بیش‌تر، و خشنودی تو از خشمت افزون‌تر است. ای آن که به نیکی از گناه خلق در می‌گذری تا ستایشِ تو کنند. ای آن که بندگانت را به پذیرش توبه عادت داده‌ای و با توبه تبهکاران‌شان را به راه آورده‌ای. ای آن که به اندک کارِ نیک ایشان خرسند شوی و آن کارِ کم را پاداش بسیار دهی. ای آن که اجابت دعای بندگان را ضامن شده‌ای و با فضل و بخشش خود، به آنان پاداش نیک وعده فرموده‌ای. من آن گنهکارترینِ گنهکارانی نیستم که آمرزیده‌ای؛ من از نکوهیده‌ترین کسانی نیستم که از تو پوزش خواسته‌اند و پذیرفته‌ای؛ و از ستمکارترینِ ستمکارانی نیستم که رو به سوی تو آورده‌اند و تو نیز [با رحمت خود] به ایشان رو کرده‌ای. من اینک به سوی تو برمی‌گردم؛ همچون کسی که از گذشته‌ی خود سخت پشیمان است و از بار گرانِ معصیتی که بر دوش دارد، هراسان است، و از آنچه گرفتار آن شده، شرمسار و دل نگران است. می‌داند که آمرزش گناهان بزرگ، پیش تو کار سختی نیست، و در گذشتن از خطاهای سنگین بر تو دشوار نباشد، و بردباری در برابر تباهکاری آشکار ما تو را به زحمت نیندازد، و محبوب‌ترین بندگان تو آن کس است که در برابرِ تو سرکشی نکند و از پافشاری بر گناه بپرهیزد و پیوسته از تو آمرزش خواهد. خدایا من از گردن کشی در برابرِ تو بیزاری می‌جویم و از پافشاری بر گناه به تو پناه می‌برم و از هر کوتاهی که کرده‌ام آمرزش می‌طلبم و بر آن کار که در آن فرو مانم از تو یاری می‌خواهم. خدایا، بر محمد و خاندانش درود فرست و گناه آنچه را بر من واجب کرده‌ای، بر من ببخشای، و مرا از کیفری که سزاوار آنم، بِرَهان، و از آنچه گناهکاران را به وحشت انداز، آسوده بدار؛ زرا تو بر چشم‌پوشی از گناه توانایی، و تنها به تو امیدِ خطا پوشی هست، و همگان تو را به وصف آمرزش می‌شناسند. خواسته‌ی خویش را تنها از تو می‌خواهم که گناهم را جز تو آمرزنده‌ای نیست. هرگز، هرگز! من بر خویشتن جز از عذابِ تو نمی‌ترسم، که تنها از تو باید بیم داشت و تنها از تو باید آمرزش خواست. بر محمد و خاندانش درود فرست و نیازم را برآور و خواسته‌ام را برسان و گناهم را ببخشای و مرا از ترس در امان دار، که تو بر هر کاری توانایی و این همه بر تو آسان است. چنین باد ای پروردگار هستی‌ها.

 

نیایش آن حضرت در آمرزش خواهی(دعای شانزدهم)

خدایا، ای آن که گناهکاران از رحمتِ تو یاری خواهند. ای آن که درماندگان به یادکرد احسانِ تو امان جویند. ای آن که خطا پیشگان از بیم تو با فریاد بگریند. ای مونس مردم گریزانِ دور از دیار. ای غمگسار غم زدگان و شکسته دلان. ای فریاد رس بی‌کسانِ بی‌یاور. ای یاور نیازمندانِ رانده شده. تویی که رحمت و دانشت در همه جا فراگیر است. تویی که هر آفریده را از نعمت خود بهره‌مند کرده‌ای. تویی که بیش از آن چه کیفر می‌دهی، در می‌گذری. تویی که پیش از به خشم آمدن، مهر می‌ورزی. تویی که افزون بر آنچه باز می‌داری، می‌بخشی. تویی که آفریدگان همه از رحمتت گشایش می‌یابند. تویی که که چون کسی را نعمتی ببخشی، پاداشی از او نخواهی. تویی که در کیفر دادن سرکشان، اندازه نگه می‌داری و من، ای معبودِ من، بنده‌ی تو هستم که به دعا فرمانش داده‌ای؛ پس می‌گوید: لبّیک و سعدیک. اینک این منم، ای پروردگار من، افتاده بر درگاهِ تو. این منم که بار گناهان بر پشتم سنگینی می‌کند. این منم که عمرم را در گناه به سر آوردم. این منم که از روی نادانی نافرمانی‌ات کردم؛ حال آن که این گستاخی در حقِ تو روا نبود. ای معبود من، آیا بر کسی که می‌خواندت رحمت می‌آوری تا من در خواندنِ تو سخت بکوشم؟ آیا آن کسی را که به درگاهت زار می‌گرید می‌آمرزی تا من نیز اکنون به گریه آغازم؟ آیا از کسی که به خواری چهره بر خاکِ درت می‌ساید در می‌گذری؟ آیا کسی را که از بینوایی خود پیش تو گِلِه می‌کند و تنها به تو امید بسته است، بی‌نیاز می‌سازی؟ ای خدای من، آن را که جز تو بخشنده‌ای نمی‌یابد، نومید مگردان، و آن را که جز از تو، از هیچ کس دیگری بی‌نیازی نخواهد، وامگذار. ای خدای من، پس بر محمد و خاندانش درود فرست و از من روی مگردان که من رو به سوی تو آورده‌ام، و از رحمت خود بی‌نصیبم مکن که دل به امید تو بسته‌ام، و دست رد بر سینه‌ام مزن که بر درگهت به خدمت ایستاده‌ام؛ تویی که خود را به رحمت ستوده‌ای. پس بر محمد و خاندانش درود فرست و بر من رحمت آور. و تویی که خود را بخشنده نامیده‌ای، پس گناهم را ببخشای. ای معبود من، می‌بینی که چگونه از ترس تو اشکم روان است و قلبم از بیم تو پریشان، و اندامم از شکوه تو لرزان. و این همه، برای آن است که من از کردار بدِ خود شرمنده‌ام، و از بس به درگاه تو نالیده‌ام، صدایم بند آمده، زبانم یاری نمی‌کند که با تو به راز و نیاز سخن گویم. پس، ای معبود من، ستایش برای توست. چه بسیار عیب‌ها که از من پوشیده‌ای و رسوایم نکرده‌ای، و چه بسیار گناهان مرا که نهان داشته‌ای و بدان‌ها شهرتم نداده‌ای، و چه بسیار آلودگی‌ها که بدان‌ها آلوده گشته‌ام و تو از آنها پرده برنگرفته‌ای و نشان بدنامی بر گردنم نیفکنده‌ای و زشتی‌های آن آلودگی‌ها را بر همسایگان عیب‌جوی من و رشکبران نعمتی که به من داده‌ای، آشکار نساخته‌ای. آن گاه، این همه، مرا از ادامه‌ی آن کارهای ناپسند که خود می‌دانی، باز نداشت. حال ای معبود من، چه کسی به رستگاری خویش از من نادان‌تر، و به نصیب خود از من غافل‌تر، و به سامان بخشیِ نفس امّاره از من بی‌اعتناتر است که آن روزیِ ارزانی شده‌ات را خرج گناهی می‌کنم که مرا از آن برحذر داشته‌ای؟ و چه کسی بیش از من در گرداب باطل غوطه‌ور و به زشتکاری گراینده‌تر است که چون بر سر دو راهیِ دعوت تو و فراخوانِ شیطان می‌ایستم، با دیده‌ی باز و آگاهانه در پی دعوت شیطان می‌روم، بی‌آن که دشمن او با خودم را فرموش کرده باشم؟ و در همان حال، یقین دارم که سرانجام دعوت تو بهشت است، و فرجام دعوت او دوزخ. پاک و منزّهی تو. چه شگفت‌آور است که من به زیانِ خود گواهی می‌دهم و کارهای نهان خود را بر می‌شمارم. و شگفت‌آورتر از این، بردباری توست درباره‌ی من، و درنگ توست در زود عقاب کردن من؛ و این، نه از آن روست که من پیش تو آبرو و عزّتی دارم، بلکه تنها مدارای توست با من و فزون بخشی تو بر من، تا از آن نافرمانی‌ای که تو را به خشم آورد، پیشگیری کنم، و از آن گناهان که فرسوده‌ام سازد، دست بردارم؛ و هم از آن روست که تو بخشودن گناه مرا از عقوبت کردنم به سبب آن، دوست‌تر داری. ای معبود من، گناهم بیش‌تر، و آنچه از من بر جای مانده زشت‌تر، و کردارم بدتر است. در گرایش به باطل بی‌باک‌ترم، و در فرمانبرداری از تو بیداری‌ام ناچیزتر است، و در برابر هشدارهای تو آگاهی و مراقبتم کم‌تر؛ چنان که در شمارش کاستی‌های خویش در می‌مانم و از یادآوری گناهان خود ناتوانم. بدین کلمات، خویشتن را سرزنش می‌کنم؛ زیرا به مهربانی تو که سامان کار گنهکاران بسته بدان است، امیدوارم، و به رحمت تو که وسیله‌ی آزاد کردن خطا پیشگان است، دل بسته‌ام. خدایا، این گردن من است که گناهان آن را در حلقه‌ی بندگی درآورده‌اند؛ پس بر محمد و خاندانش درود فرست و با بخشایش خود رهایش گردان. و این پشتِ من است که زیر بار خطاها دو تا گردیده؛ پس بر محمد و خاندانش درود فرست و به فضل خود از بار خطاهایم بکاه. ای معبود من، اگر چندان بگریم که مژگانم فرو ریزد، و چندان زاری کنم که صدایم بگیرد، و چندان بر درگاهت بایستم که پاهایم آماس کند، و چندان پیش تو کمر خم کنم که استخوان‌های پشتم به درآید، و چندان به سجده روم که چشمانم از چشمخانه بیرون شود، و در همه‌ی عمر جز خاک زمین نخورم، و پیوسته تا واپسین روز آبِ خاکستر نوشم، و در این میان، چندان نام تو بر زبان آورم که از گفتن باز مانم و آن گاه از شرم تو چشم به آسمان بر ندارم، باز هم سزاوار آن نخواهم بود که حتی یک گناه از گناهانم را بیامرزی. اگر آن گاه که شایسته‌ی آمرزش تو شوم، مرا بیامرزی، و آن گاه سزاوار بخشایش تو گردم، ببخشایی، همانا این آمرزش و بخشایش نه از آن روست که من در خورِ آنم؛ زیرا سزای من، آن گاه که نافرمانی تو کردم، آتش بود. پس اگر عذابم کنی، بر من ستم نورزیده‌ای. معبود من، اکنون که بر گناهم پرده افکنده‌ای و رسوایم نساخته‌ای و به کَرَم خود با من مدارا نموده‌ای و در کیفر کردنم شتاب نکرده‌ای و به لطف خود با من بردبار بوده‌ای و نعمت خود را دگرگون و زلالِ احسانِ خویش را تیره نگردانده‌ای، بر زاری‌های دراز و بیچارگی‌های سخت و بدحالی‌های من رحمت آور. خدایا، بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا از گناهان در امان دار، و به فرمانبرداری خود وادار، و توفیقم ده که به نیکی از بیراهه‌ی معصیت به راه طاعت باز گردم. با آبِ توبه پاکم ساز و یاری‌ام ده که گناه نکنم، و به تن درستی حال و روزم را بهتر کن، و شیرینی آمرزشت را به من بچشان، و مرا آزاد کرده‌ی بخشایش و رحمت خود گردان، و از خشمِ خود برای من امان نامه‌ای بنویس، و از مژده‌ی این نعمت‌ها در این جهان، پیش از رفتن به آن جهان، شادمانم ساز؛ مژده‌ای که آن را بشناسم، و برای من در آن نشانه‌ای بگذار که به آن آگاه شوم. این خواسته‌ها، بیش از توان تو نباشد، و با وجود قدرت و بردباری‌ات، بر تو دشوار نیاید، و با آن بخشش‌های بزرگ که آیات قرآنت دلیل بر آنهاست، تو را به سختی نیندازد، که تو هر چه خواهی، همان کنی، و هر چه اراده کنی، به همان فرمان دهی. و تو بر هر کار توانایی.

 

نیایش آن حضرت درباره‌ی توبه(دعای سی و یکم)

خدایا، ای آن که زبان وصف کنندگان ز وصف فرو مانَد، ای آن که امید آرزومندان از تو فراتر نمی‌رود. ای آن که مزد نیکوکاران نزد تو تباه نمی‌گردد. ای آن که پرستندگان بیش از همه از تو می‌ترسند. ای آن که پرهیزگاران بیش از همه از تو بیم در دل دارند. این، جایگاه کسی است که گناهانش او را بازیچه‌ی دست خود کرده‌اند و خطاها عنان اختیارش را در کف گرفته‌اند و شیطان بر وی چیره گشته، و او از روی سستی در عمل به آنچه فرموده‌ای، کوتاهی کرده، و از سَرِ فریب، آنچه را نهی کرده‌ای، مرتکب شده است؛ همچون کسی که نمی‌داند هستی‌اش در دست قدرت توست، یا همچون کسی که بخششِ بسیارِ تو در حقِ خودش را انکار می‌کند، تا آن زمان که چون چشم بصیرتش گشوده شود و ابرهای کوری از برابرش پراکنده گردند، ستم‌هایی را که در حق خود کرده، برشمرد، و در مخالفت‌هایی که با پروردگار خود ورزیده، بیندیشد. پس نافرمانیِ بزرگ خود را بزرگ، و مخالفتِ سنگین خود را سنگین می‌بیند. آن گاه رو به سوی تو می‌آورد، در حلای که به تو امیدوار و از تو شرمنده است، و از سَرِ اطمینان روی دلش را به آستان تو گردانیده، و با یقین خویش، طمع ورزانه، آهنگ تو کرده، و مخلصانه، با توشه‌ی ترس خود نزد تو آمده است. چشم امیدش از هر چه غیر تو که دیگران را به طمع انداخته، بسته شده است، و دلش از ترس هر چه غیر تو که دیگران را به وحشت افکنده، تهی گشته. اکنون، با حال زار و نزار در حضورت ایستاده، و با فروتنی چشم بر زمین دوخته، و در پیشگاه عزّتت، سرش را به خواری فرود آورده، و فروتنانه، راز دلش را که تو به آن داناتری، با تو در میان نهاده، و متواضعانه برخی گناهان خود را شمرده، که تو شمارشان را بهتر می‌دانی، و از آن کارهای ناپسندی که به قضای تو مایه‌ی رسوای‌اش گشته، به درگاه تو استغاثه می‌کند؛ گناهانی که خوشی‌های آنها از میان رفته است و فرجام‌های بدشان تا همیشه دامنگیر وی خواهد بود. ای معبود من، اگر چنین بنده‌ای را کیفر دهی، عدل تو را منکر نشود، و اگر او را ببخشایی و به رحمت خود بنوازی، بخششت را [پیش لطف تو] بزرگ و شگفت نشمارد؛ زیرا تو آن پروردگار بزرگواری که آمرزش گناهانِ سترگ در نگاهت بزرگ نباشد. خدایا، این منم که نزد تو آمده‌ام، در حالی که فرمانبردار تواَم به دعایی که بدان امر کرده‌ای، و خواهان وفا به وعده‌ی اجابتت هستم؛ آن جا که فرموده‌ای: «بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را.» خدایا، پس بر محمد و خاندانش درود فرست و با بخشش خود به من روی آور، همچنان که من با اعتراف خود به درگاه تو روی آورده‌ام، و مرا از پرتگاه گناهان برآور، آن سان که من خود را برای تو پَست گردانده‌ام، و لغزش‌هایم را در پرده‌ی عفو خود بپوشان، آن گونه که در انتقام گرفتن از من درنگ فرموده‌ای. خدایا، قصد مرا در فرمانبرداری‌ات استوار ساز، و بصیرتم را در پرستش خود قوی گردان، و مرا به کارهایی توفیق ده که با آنها آلودگی گناه را از من بشویی، و چون بخواهی مرا بمیرانی، بر آیین خود و آیین پیغمبرت محمد ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ بمیران. خدایا، اینک که در پیشتگاه تو ایستاده‌ام، از گناهان بزرگ و کوچک، و بدی‌های پنهان و اشکار، و لغزش‌های گذشته و اکنونِ‌خود به سوی تو باز می‌گردم؛ مانند کسی که بازگشته و دیگر اندیشه‌ی هیچ گناهی را به خود راه نمی‌دهد و آهنگ گناه نیز نخواهد کرد. ای معبود من، تو خود در کتاب استوارت فرموده‌ای که بازگشت بندگانت را آغوش می‌گشایی و بدی‌هایشان را می‌آمرزی و آنان را که از گناه به سوی تو باز می‌گردند دوست می‌داری. پس آن گونه که وعده فرموده‌ای، بازگشت مرا پذیرا شو، و چنان که بر عهده گرفته‌ای، از بدی‌های من درگذر، و آن سان که شرط کرده‌ای، محبت خود را بر من لازم گردان. ای پروردگار من، شرط من با تو این است که دیگر به کاری رو نکنم که پسندِ تو نیست و بر عهده می‌گیرم که گِرد کاری نگردم که تو را خوش نمی‌آید، و پیمان می‌بندم که دوری گزینم از هر چه معصیتِ توست. خدایا، تو از من به آنچه می‌کنم آگاه‌تری. پس گناهانی را که می‌دانی، بر من ببخشای، و به قدرت خود، مرا به سوی آنچه دوست می‌داری برگردان. خدایا، حقوقی بر عهده‌ی من است که بعضی را به یاد دارم و برخی را فراموش کرده‌ام، ولی همه‌ی آنها پیشِ چشمِ همیشه بیدارِ تو، و در احاطه‌ی علم توست که فراموشی بدان راه نمی‌یابد. پس تو خود آن حقداران را عوض ده، و گناهِ مربوط به حقِ ایشان را بر من ببخشای، و بار سنگین آن را بر دوش من سَبُک گردان، و مرا از انجام دادنِ گناهی همانند آن در امان دار. خدایا، بازگشت من از گناه پایدار نخواهد ماند مگر این که تو مرا نگاه داری، و از خطاها باز نتوانم ایستاد مگر این که تو مرا نیرو دهی. پس با نیرویی کفایت کننده مرا توانایی ده، و با عصمتی بازدارنده از گناه، یاری‌ام فرما. خدایا، چه بسا بنده‌ای که از گناه به درگاه تو باز گردیده، و تو به علم غیب خویش می‌دانی که او توبه‌ی خود را خواهد شکست و بار دیگر به گناه و خطای خود باز خواهد گشت. پناه می‌برم به تو که چنین باشم، پس این توبه‌ی مرا توبه‌ای قرار ده که بعد از آن نیازمند توبه‌ای نشوم؛ توبه‌ای باشد که بار گناهان گذشته را از من بردارد، و مرا در باقی عمر، از گزندِ گناهان به سلامت دارد. خدایا، من از نادانی خود نزد تو پوزش می‌طلبم، و برای کردار ناشایست خود، بخشایش می‌خواهم. پس بر من منّت گذار و در سایه‌ی رحمت خویش جایم ده و تفضّل فرما و بر ما جامه‌ی عافیت بپوشان. خدایا، من از هر کاری که خواستِ‌ تو نبوده یا دوستی‌ات را از میان می‌برده است، توبه می‌کنم: از هر اندیشه‌ی بد که به دلم راه یافته، و هر نگاه زیر چشمیِ گناه آلود، و هر گفتار نابجای زبانم؛ توبه‌ای که با آن یکایک اعضایم از عقوبت‌های تو به سلامت مانند، و از خشم دردناک تو که تجاوزگران از آن در هراس‌اند، ایمنی یابند. خدایا، بر تنهایی من در پیشگاه خود، و تپش‌های قلبم از ترس خود، و لرزه‌های اعضایم از شکوه خود، رحمت آور؛ زیرا گناهانم ـ ای پروردگار من ـ مرا در برابر تو به رسوایی افکنده است. اگر به خاموشی تن دهم، هیچ کس به جای من سخن نخواهد گفت، و اگر برای خود شفاعت خواهم، سزاوار آن نباشم. خدایا، بر محمد و خاندانش درود فرست و لطف خود را شفیع گناهان من ساز، و به آیین مهربانی خویش از بدی‌های من درگذر، و مرا به آنچه سزاوار آنم عقوبت مفرما، و سفره‌ی احسان خود را بر من بگستران، و زشتی‌های مرا پرده‌پوشی نما، و با من همانند شخص پیروزمندی رفتار کن که بنده‌ای خوار و ذلیل در برابرش به زاری در افتاده و او آن بنده را به مهر می‌نوازد، یا همچون توانگری که بنده‌ای فقیر بر سَرِ راهش نشسته و او آن بنده را بی‌نیاز می‌سازد. خدایا، هیچ کس مرا پناه ندهد، پس عزّت تو باید مرا در پناه خود گیرد. هیچ کس پیش تو از من شفاعت نخواهد کرد، پس فضل تو باید شفیع من گردد. گناهانم مرا به هراس افکنده است، پس عفو تو باید در امانم دارد. همه‌ی آنچه را گفته‌ام، از آن رو نیست که از زشتی کار خویش بی‌خبرم و کردار ناپسند پیشین خود را از یاد برده‌ام، بلکه می‌خواهم آسمان تو و هر کس در آن است، و زمین تو و هر کس بر روی آن است، همگی، پشیمانیِ آشکار من در پیشگاه تو و توبه‌ام را که با آن به تو پناه آورده‌ام، بشنوند، تا شاید یکی از ایشان، به لطف تو، بر پریشان حالیِ من دل بسوزاند، یا آشفتگی‌ام او را به رقّت آورد و در حقِ من دعایی کند که آن را پیش از دعای من به استجابت رسانی، و یا از من شفاعتی کند که نزد تو از شفاعت من استوارتر باشد و به سبب آن از بند خشمت رهایی یابم و در حریم خشنودی‌ات پای نَهم. خدایا، اگر پشیمانی پیش تو بازگشت به سوی توست، پس من پشیمان‌ترینم؛ و اگر گناه نکردن همان توبه کردن است، پس من توبه کارترینم؛ و اگر پوزش خواهی از گناه سبب آمرزش است، پس من از تو پوزش می‌خواهم. خدایا، همچنان که ما را به توبه فرمان داده‌ای و پذیرفتن توبه را بر عهده گرفته‌ای و همان گونه که ما را به دعا برانگیخته‌ای و اجابت آن را وعده فرموده‌ای، پس بر محمد و خاندانش درود فرست و بازگشت مرا به سوی خویش آغوش گشای، و مرا با ناامیدی از رحمت خود برمگردان. این تویی که گناهکاران را می‌پذیری و با خطا پیشگانِ بازگشته از گناه مهر می‌ورزی. خدایا، بر محمّد و خاندانش درود فرست، زیرا تو ما را به همّت او راه راست بنمودی؛ و بر محمد و خاندانش درود فرست، چون به هدایت او نجاتمان بخشیدی؛ و بر محمد و خاندانش درود فرست؛ درودی که در روز رستاخیز و روز احتیاج به تو، ما را دستگیر شود، که تو بر هر کار توانایی، و بر آوردنِ این خواسته‌ها بر تو آسان است.

 

نیایش آن حضرت در پناه بردن به خدای تعالی(دعای دهم)

خدایا، اگر اراده کنی که ما را بیامرزی. این آمرزش نتیجه‌ی فضل توست، و اگر خواستِ تو کیفر دادنِ ما باشد، این کیفر هم از عدالت توست. بر ما منّت گذار و در کار بخشش خود سخت مگیر. از گناهمان درگذر و ما را از عذاب خود رهایی ده که ما را طاقت عدل تو نیست، و بی‌بخشایش تو هیچ یک از ما را امیدِ نجات نباشد. ای بی‌نیاز بی‌نیازان، اینک ما بندگانِ تو در پیشگاه توایم، و من از همه به تو محتاج‌ترم. پس به توانگریِ خویش. تهی‌دستی ما را چاره‌ای ساز و احسانِ خویش را از ما دریغ مدار آن گونه که نومید گردیم؛ که اگر چنین کنی، آن کس که از تو نیک بختی خواسته، بدبخت شود، و آن کس که از احسانِ تو چشم بخشش داشته، تهی دست مانَد. با چنین حال نومیدی، پیش چه کسی رَویم و روی نیاز به کدامین درگاه بریم؟ خدایا، تو منزّهی، و ما آن بیچارگانیم که بر آوردن خواست ایشان را واجب کرده‌ای، و آن رنج دیدگانیم که بر داشتن رنج ایشان را وعده فرموده‌ای. خواستِ تو را سزاوارتر، و بزرگیِ تو را شایسته‌تر آن است که بر خواستارِ رحمت خود، رحمت آوری، و آن کس را که از تو یاری طلبد، فریادرس باشی. پس بر زاری و نیاز ما رحمت آور، و اکنون که خویشتن را بر آستانِ تو افکنده‌ایم، بی‌نیازمان فرما. خدایا، آن دم که از شیطان فرمانبری کردیم و از تو نافرمانی، شیطان به شادی پرداخت. پس بر محمد و خاندانش درود فرست، و اینک که ما او را برای خاطر تو رها کرده‌ایم و به سوی تو آمده‌ایم، دیگر به گناه کردن ما شاد مکن.

 

نیایش آن حضرت در نیاز خواهی(دعای سیزدهم)

خدایا، ای سرانجامِ نیک هزار نیاز خواهی. ای آن که توفیق رسیدن به خواسته‌ها از توست. ای آن که در برابر نعمت‌هایت عوض نمی‌خواهی. ای آن که زلالِ بخشش خود را به منّت نهادن نمی‌آلایی. ای آن که تنها به تو بی‌نیازی توان جست و از تو بی‌نیاز نتوان بود. ای آن که همگان به تو روی می‌آورند و از تو روی بر نمی‌تابند. ای آن که خواسته‌های بسیار، گنجینه‌های نعمت را تهی نمی‌گرداند. ای آن که هیچ دستاویزی قانون حکمتت را دگرگون نمی‌سازد. ای آن که رشته‌ی نیاز نیازمندان از تو بریده نمی‌شود. ای آن که بسیاریِ دعای خواهندگان تو را نمی‌رنجاند. خود را به بی‌نیازی از آفریدگانت ستوده‌ای، و تو سزاوار این بی‌نیازی هستی، و آفریدگان را نیازمندِ خویش خوانده‌ای و آنان را سزاست که نیازمند تو باشند. هر کس که سامان کار خویش را از تو بخواهد، و بخواهد که تو او را بی‌نیاز گردانی، خواسته‌ی خود را در آن جا که باید، جست و جو کرده و از راهی درست به یافتن آن برآمده است. و هر کس که حاجت خود نزد یکی از بندگانِ تو بَرَد و او را سبب کام‌یابیِ خویش پندارد، خود را در معرض ناامیدی گذاشته است و می‌سزد که از نعمتِ تو بهره‌ای نبرد. خدایا، مرا از تو خواسته‌ای است که خود از برآوردن آن ناتوانم و چاره‌جویی آن نتوانم، و نفسم مرا وسوسه می‌کند که برآوردن آن خواسته را از کسی خواهم که او، خود، نیاز از تو خواهد و در خواسته‌اش از تو بی‌نیاز نباشد؛ و این، خود لغزشی بود از لغزش‌های خطاکاران، و زمین خوردنی چون زمین خوردنِ گنهکاران. آن گاه به هشدار تو از خوابِ بی‌خبری به خود آمدم، و به توفیق تو، پس از لغزش برخاستم، و چون به راهم آوردی، دیگر زمین نخوردم و باز گردیدم و گفتم: پاک و منزّه است پروردگار من، چگونه می‌شود نیازمندی از نیازمندی چون خود حاجت خواهد و تهی دستی نیاز خواه تهی دستی گردد؟ پس ای معبود من، با اشتیاقِ تمام به سویت آمدم، و با اعتماد، دست امید به دامانِ تو زدم، و دانستم که کوه خواسته‌های من، پیش توانگری تو، کوچک است، و انبوه چشمداشتِ من از تو، در برابر رحمت‌های تو اندک؛ گنجایش لطفِ تو بیش از نیازِ خواهندگان است، و دستِ بخشش تو بالاتر از همه‌ی دستان. خدایا، پس بر محمد و خاندانش درود فرست و به لطف خود با من آن کن که بخشش بسیار تو را سزاوار است، و به عدل خود با من آن مکن که مرا شایسته است. من نخستین کسی نیستم که به تو روی آورد و تو او را نعمت دادی، حال آن که سزوار رانده شدن بود، و نخستین کسی نیستم که دست خواهش به سویت دراز کرد و تو خواسته‌اش را برآوردی، حال آن که سزاوار ناامیدی بود. خدایا، پس بر محمد و خاندانش درود فرست و دعای مرا اجابت کن و ندایم را پاسخ گو و بر زاری‌های من رحمت آور و آواز مرا بشنو مرا از خودت ناامید مساز، و رشته‌ی پیوند من با خودت را مگسل، و در این نیاز که اکنون از تو می‌خواهم، و هر نیاز دیگر، مرا به دیگران حواله مکن. و پیش از آن که از این جا برخیزم، خود، برآوردنِ خواسته‌ام را بر عهده بگیر، و با آسان کردن سختی‌ها بر من، نیازم را برآورده ساز و مرا به خواسته‌ام برسان، و در هر کار، آنچه خیر من در آن است، برایم مقدّر فرما. خدایا، بر محمد و خاندانش درود فرست؛ درودی پیوسته و بالنده؛ بی‌گسست و بی‌پایان، و این درود را یاری رسانِ من و وسیله‌ی برآمدنِ حاجتم گردان، که تو کارگشایِ نیکو خصالی. ای پروردگارِ من، خواهشم از تو این است که... [خواسته‌ی خود را به یاد می‌آوری و به سجده می‌روی و می‌گویی:] بخشش بسیار تو خاطرم را آسوده و احسانت مرا به سوی تو راه نمود. پس تو را به خودت و به محمد و خاندانش ـ که درود تو بر آنان باد ـ سوگند می‌دهم و از تو می‌خواهم که مرا دستِ تهی و ناامیدی برنگردانی.

 

نیایش آن حضرت در اصرار ورزیدن بر دعا(عای پنجاه و دوم)

ای خدایی که نه در زمین چیزی از تو پوشیده می‌ماند و نه در آسمان، و چگونه چیزی که خود آن را آفریده‌ای، از تو پنهان تواند بود ای معبود من؟ یا چگونه چیزی را که خود پدید آورده‌ای، شماره نتوانی کرد؟ یا چگونه چیزی که تدبیر کارش به دست توست، از چشمت پنهان شود؟ یا چگونه می‌تواند از تو بگریزد کسی که بی‌رزق و روزیِ تو زنده نخواهد بود؟ و یا چگونه از بندِ اراده‌ات رهایی یابد آن کس که جز در قلمروِ فرمانروایی‌ات راهی برایش نیست. پاک و منزّهی تو، از آفریدگانِ تو آن کس که بیش‌تر تو را بشناسد، از تو بیش‌تر می‌ترسد، و آن کس که طاعتش بیش از دیگران باشد، فروتنی‌اش در پیشگاه تو بیش‌تر خواهد بود، و خوارترینِ آنان کسی است که روزی‌اش را تو می‌دهی، ولی او دیگری را پرستش می‌کند. پاک و منزّهی تو، آن کس که به تو شک می‌ورزد و فرستادگانت را دروغ می‌پندارد، از پادشاهی‌ات نتواند کاست. آن کس که حکم تو را بر نمی‌تابد، نتوان از فرمان تو سرپیچد، و آن کسی که قدرتت را منکر می‌شود، خود را از سلطه‌ی تو باز نتواند داشت، و آن کس که جز تو را می‌پرستد، از دست تو راه گریزش نیست، و آن کس که دیدار تو را خوش ندارد، در دنیا جاودان نخواهد زیست. پاک و منزّهی تو، و چه بلند است مرتبه‌ات، و چه غالب است قدرتت، و چه سخت است نیرویت، و چه نافذ است فرمانت. پاک و منزّهی تو، مرگ را برای همه‌ی آفریدگانت مقدّر کرده‌ای؛ چه آنان که تو را به یکتایی می‌پرستد و چه آنان که نمی‌پرستند. همگان چشنده‌ی طعم مرگ هستند، و همه رهسپار کوی تواَند. نامت بلند و فرخنده است. چز تو هیچ خدایی نیست. کتایی و انباز نداری. به تو ایمان آوردم، و فرستادگانت را تصدیق کردم، و کتابت را پذیرفتم، و به هر معبودی جز تو کافر گردیدم، و از هر که غیر تو را پرستید، بیزار شدم. خدایا، روز و شبم را در حالی سپری می‌کنم که کار نیک خود را اندک می‌بینم، و به گناه خود معترفم، و به خطای خود اقرار دارم. من چون بر خویشتن ستم کرده‌ام، ذلیل و خوارم. کردار من مرا به نابودی افکنده، و هوای نَفسِ من تباهم گردانیده، و شهوات مرا از خوبی‌ها بی‌بهره ساخته است. ای مولای من، از تو درخواست می‌کنم؛ چونان کسی که آرزوهای دراز او را به کارِ بیهوده سرگرم نموده، و جسمش به سبب تن درستی به غفلت افتاده، و قلبش به افزونیِ نعمت فریفته گردیده، و کم‌تر به فرجام کار خود می‌اندیشد؛ چونان کسی که آرزوها بر او چیره شده، و خواهش نَفس به فتنه‌اش دچار کرده، و دنیا تما موجودش را به تصرّف درآورده، و مرگ بر او سایه افکنده است؛ چونان کسی که گناهان خود را بسیار می‌بیند و به خطای خود معترف است؛ چونان کسی که نه جز تو پروردگاری دارد و نه جز تو سرپرستی می‌شناسد. کسی او را از خشم تو نمی‌رهانَد، و او هرگز پناهگاهی نمی‌یابد که از تو بدان پناه برد، مگر آنگاه که به درگاه تو پناه آورَد. معبود من، از تو می‌خواهم که به حقِ خود که بر همه‌ی آفریدگانت لازم گردانده‌ای، و به نام بزرگ خود که به پیامبرت فروده‌ای با آن به تسبیح تو پردازد، و به بزرگیِ ذات بزرگوارت که نه کهنگی می‌پذیرد، نه دگرگون می‌شود، نه تغییر حالت می‌دهد و نه از میان می‌رود، بر محمد و خاندان محمد درود فرستی و مرا با عبادت خود از هر چیز بی‌نیاز کنی، و با ترس از خود، محبت دنیا را از دلم بزدایی، و به رحمت خود مرا با دستی پر از کرامت باز گردانی؛ زیرا من تنها به سوی تو می‌گریزم، و تنها از تو می‌ترسم، و تنها از تو فریادرسی می‌خواهم، و تنها به تو امیدوارم، و تنها تو را می‌خوانم، و تنها به درگاه تو پناه می‌آورم، و اعتمادم تنها به توست، و تنها از تو یاری می‌جویم، و تنها به تو ایمان دارم، و تنها بر تو توکل می‌کنم، اتکای من تنها به جود و بخشش توست.

 

دانلود متن به صورت  فایل PDF

دانلود متن به صورت فایل Word

(التماس دعا)

 

بیشتر با ما باشید: 

احادیث (فضیلت انواع عطر و انگشتر، روش دعا کردن، فضیلت انفاق و یتیم نوازی و ...)

گزیده برترین اخبار (سیاسی – مذهبی) موشک های آماده شلیک ایران، انگیزه پیامبر از ازدواج های متعدد، مدارک زیارت عاشورا، بهائیان در ایران چه کردند، درد دل با امام زمان، تحریف های تاریخی درباره حضرت عباس، کشتار 9 میلیون ایرانی، سریال عمر...)

استفتائات مراجع (مسائل جنسی، آرایش بانوان و ...)

تصاویر مذهبی (گوشی ای از عظمت خداوند، تصاویر حج و کربلا، جزئیات ساخت ضریح امام حسین، قدر دانی مردم غزه از ایران و ...)

داستان (داستانهای بحارالانوار، داستان های شگفت انگیز زیارت عاشورا،عشق یعنی چه و ...)

دعا (دعای جوشن کبیر و عرفه، چرا دعای ما به اجابت نمیرید؟ دعای مخصوص شب جمعه و ...)

صوت (سخنرانی های استاد رائفی پور شامل: اثبات تشیع، اثبات شهادت حضرت فاطمه(س)، حقوق زن در اسلام، ناگفته های 8 سال جنگ، نقش ایران در نابودی اسرائیل، جایگاه ایران و .....) 

نرم افزار (اثبات تشیع از کتب برادران اهل سنت، زیارت عاشورا، نرم افزار تعبیر خواب و ...) 

کتب مذهبی - (اصول کافی، نهج البلاغه، سوگنامه کربلا، ، مکارم اخلاق، سنن النبی، من لا یحضر الفقیه، منتهی الامال، صحیفه سجادیه و ....) 

نماز (فضیلت و خواص سوره ها) 

فیلم (نزدیک بودن ظهور، سخنررانی های استاد رائفی پور، فضیلت نماز اول وقت و ...)

یهود شناسی

سیاسی (فراماسونری در ایران و ...)